✍🏼مصطفی نصراصفهانی

 

▫️آرمین فالک (Armin Falk)و نورا چک (Nora Szech) دو اقتصاددان رفتاری بودند که به بررسی این سوال پرداختند. آن‌ها آزمایشی را طراحی کردند که در آن از افراد خواسته شده بود از بین این دو گزینه یکی را انتخاب کنند: نجات دادن جان یک موشِ درحال مرگ و یا دریافت ده یورو پول. در وضعیت پایه(وضعیت انفرادی) افراد جان موش را نجات می دادند و در غیر این صورت ده یورو نصیب‌شان می‌شد و آن‌ها می‌بایست شاهد مرگ موش باشند(به آن‌ها تصویری از موش در حال جان دادن نشان داده می‌شد) انتخاب اینکه جان موش با پرداخت هزینه نجات یابد یا خیر در بین افراد مورد بررسی قرار گرفت و علاوه بر آن با دو نوع بازار دیگر نیز مقایسه شد. در نخستین وضعیت بازاری(شرایط انحصار دوجانبه) یک فروشنده و یک خریدار بر سر کشتن موش برای رسیدن به پول مذاکره و چانه‌زنی می‌کردند و خریدار در این حالت سعی می‌کرد که پولی کمتر از ده یورو بپردازد. در وضعیت بازاریِ دوم چندین خریدار و فروشنده بر سر کشتن موش برای رسیدن به پول مذاکره می‌کردند. در این حالت اخیر چندنفر موشی داشتند که می‌توانستند با کشتن آن از چندنفر دیگر مبلغی را دریافت کنند، که البته خریداران تمایل داشتند با مبلغی کمتر از ده یورو دستور کشتن موش را بدهند.

▫️نتایج به این صورت بود:
در وضعیت انفرادی ۴۵٫۹ درصد از افراد اقدام به گرفتن پول کردند. در حالت‌های بازاری، درصد بالاتری از شرکت‌کنندگان تمایل به کشتن موش به ازای قیمتی برابر یا کمتر از ده یورو داشتند. ۷۲٫۲درصد در بازار دوجانبه و ۷۵٫۹ درصد در بازار چندجانبه. این نتایج حاکی از این است که وقتی ما در یک بازار دور هم جمع می‌شویم جهت گیری به سوی زیرپاگذاشتن اخلاقیات در ازای رسیدن به منفعت فردی تقویت می شود. فالک و چک آزمایش دیگری نیز انجام دادند که در آن زمینه های اخلاقی لحاظ نشده بود و نشان دادند که وقتی پای اخلاق در میان نباشد میان وضعیت انفرادی و وضعیت بازار تفاوتی نیست به این معنی که بازار به مرور اخلاق را زایل می‌نماید.

کانال تخصصی اقتصاد و مالی رفتاری
@EmadibaygiGleam