🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆 نابرابری های افقی، نابرابری بین گروه هایی با هویت های متفاوت مانند سیاه پوستان و سفید پوستان، زنان و مردان، مسلمانان و هندوها یا حوتثی ها و توتثی ها است. چنین نابرابری ها ناعادلانه و ناراحت کننده هستند. هنگامی که نابرابری های افقی شدید باشند، می تواند منجر به خشونت شود. این نابرابری ها اغلب بسیار پایدار هستند. سیاهپوستان در ایالات متحده از زمان ورود آنها به عنوان برده ها، فقیرتر از سفید پوستان بوده اند؛ با وجود رهایی، آنها همچنان از تحصیلات کم، فقر و روش های مختلف تبعیض رنج می برند. به طور مشابه، مردم رومانیایی در طول قرن ها در سراسر اروپا از محرومیت رنج برده اند. بسیاری از نابرابری های افقی پایدار در کشورهای در حال توسعه وجود دارد که اغلب با جغرافیا مرتبط هستند. به عنوان مثال، گروه های شمالی در نیجریه یا غنا؛ سومالی ها در کنیا؛ حوتثی ها در رواندا و بوروندی؛ یا مسلمانان در هند. در حال حاضر، فقر و آزار و اذیت روحینگیا در میانمار در خبرهای روز است. چه عاملی موجب این تفاوت ها در پویایی نابرابری های افقی می شود؟ اولا ما باید اذعان کنیم که نیروهای بسیار قوی برای جلوگیری از حضور گروه های محروم در اجتماع وجود دارد. فقیرتر بودن موجب می شود تا آنها پول کمتری برای سرمایه گذاری در دارایی ها و آموزش فرزندان خود داشته باشند و دسترسی ضعیفی به وام ها نیز دارند. تبعیض اجتماعی قابل توجهی هم وجود دارد، هم رسمی و هم غیر رسمی. محدودیت های رسمی در مورد مردم به دلیل هویت آنها در تعیین دسترسی به تحصیل، دارایی ها و کار، به عنوان مثال، در آپارتاید آفریقای جنوبی بسیار مهم بود. در حالی که محدودیت های رسمی در بسیاری از کشورها غیر قانونی شده است، تبعیض زیاد غیر رسمی همچنان باقی مانده است. سیاست دولتی می تواند خیلی کارها را در زمینه کاهش این نابرابری انجام دهد. دولت ها می توانند فرصت های ویژه ای برای اعضای گروههای محروم فراهم کنند – برای مثال، بورس تحصیلی مدرسه، سهمیه تحصیلی و اشتغال، کمک در اعطای وام و مسکن. اما در بیشتر موارد، در حالی که این سیاست ها کمی کمک کرده اند، نابرابری های افقی را نتوانسته اند معکوس یا نابود کنند. رویکرد دیگر این است که از سیاستهای جهانشمولی که برای همه به کار میروند استفاده شود؛ اما با کمک طراحی، بیشتر گروههای فقیرتر را کمک میکند. مالزی یک رویکرد سیستماتیک و جامع برای کاهش نابرابری بین مالایایی ها و چینی هت در اوایل دهه ۱۹۷۰ اتخاذ کرد. سیاست ها به سمت آموزش، اشتغال و دارایی ها هدایت شده و شکاف میان این دو گروه را بسیار کاهش داده اند، گرچه بعضی از گروه ها (از جمله مهاجران فیلیپین) که تحت پوشش سیاست نبوده اند محروم مانده اند. اتخاذ رویکرد جامع به رهبری سیاسی نیاز دارد. نیاز فوری به اصلاح چنین نابرابری های افقی مداوم، به استثنای بی عدالتی شان، حداقل به این دلیل است که آنها اغلب علت اصلی درگیری های مدنی هستند. و این مشکل همچنان در حال رشد است همچنانکه جریان مهاجران تبدیل به یک منبع جدید از نابرابری افقی شده است. بسیاری از این افراد آواره در لبه های جامعه بدون هر گونه حقوقی در کشورهایی که به آن و یا از آن مهارجرت کرده اند، زندگی می کنند. اعتراضات ناشی از این موضوع باعث تضعیف همبستگی اجتماعی و ثبات اجتماعی می شود. اهداف توسعه پایدار (SDGs) نیاز به مقابله با نابرابری در میان گروه ها و همچنین افراد را تشخیص می دهد. اینها باید به عمل تبدیل شود. @EmadibaygiGleam🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆
http://hdr.undp.org/en/content/can-horizontal-inequalities-be-overcome