مجتبی عمادی

❇️ سوگلی گرایی (favoritism)، طرفداری سوگیرانه به نفع یک شخص است؛ نه بدین علت که او بهترین است، بلکه به دلیل پاره ای ویژگی های فرعی چون عضویت در یک گروه خاص، علایق و تعصبات فردی شخص انتصاب کننده و موارد دیگر. رفیق گرایی (cronyism) و خویشاند گرایی (nepotism) دو فرم محدود شده سوگلی گرایی به دوستان و خویشاوندان است. انواع سوگلی گرایی با عدالت در تعارض هستند؛ چرا که آنها مزایایی ناحق را برای کسی که لزوما لایق آن نیست، به ارمغان می آورد. بعلاوه سوگلی گرایی، به منافع عمومی آسیب می زند زیرا فردی به کاری گمارده می شود که صلاحیت و شایستگی آن را ندارد و لذا به علت عدم توانایی، خدمات نازلی را برای اجتماع فراهم می آورد. همچنین چون سوگلی گرایی به پنهانکاری نیاز دارد، موجب می شود تا سازمانها و بخش های دولتی مخفی کاری را بر شفافیت به شدت ترجیح دهند (http://gleam.ir/1106-2/).

❇️ شایسته سالاری (meritocracy)  یک سیستم قاعده مند است که از حیث قانونی به جای آنکه بر ثروت و موقعیت اجتماعی متکی باشد بر توانایی و قابلیت های افراد متکی است. فرایند اجرای شایسته سالاری شامل این مراحل است: شایسته خواهی، شایسته شناسی، شایسته گزینی / شایسته گماری، شایسته پروری، شایسته داری. موانع اجرا و پیاده سازی شایسته سالاری به دو گروه عوامل برون و درون سازمانی تقسیم می شوند. از جمله عوامل برون سازمانی می توان به: “عدم ارزش و مهم تلقی نمودن سخت کوشی و تلاش در جامعه، عدم رعایت عدالت توزیعی در جامعه،  تصمیم گیری سیاسی در سازمان های دولتی، تاثیر و نقش گروه های ذی نفوذ در انتصاب مقامات و مدیران سازمانی، عدم توجه به کارایی، اثربخشی و بهره وری اقتصادی و تاثیر آن بر عملکرد سازمان ها اشاره نمود. از جمله عوامل درون سازمانی نیز می توان به: “عدم وجود استراتژی های منابع انسانی (استخدام و به کارگیری) مناسب و شفاف،  عدم بهره گیری از فن آوری اطلاعات در مدیریت دانش سازمان ها، عدم تعهد مدیران نسبت به استقرار فرآیند های شایسته سالاری، عدم بهره مندی از سبک ها و شیوه های رهبری مشارکتی، عدم موثر و کاربردی بودن آیین نامه و ضوابط جذب، حفظ و نگهداری شایستگان، عدم اجرای برنامه های توانمند سازی و جانشین پروری” اشاره نمود (http://forsatnet.ir/managers/شایسته-سالاری-و-موانع-تحقق-آن.html).

❇️ از منظر دینی، عدالت همان شایسته سالاری است “زيرا با تحقق عدالت اسلامي، اصل استقرار هر چيزي در جاي متعلق خودش برآورده مي‌شود.” افرادی ممکن است “ميزان شايستگي براي تصدي مسئوليت‌هاي بزرگ را «سن و ثروت» يا «نسب و حسب» بدانند. خداوند در آية ۲۴۷ سورة بقره در داستان برگزيدن طالوت براي فرماندهي بني‌اسرائيل که شخصي جوان بود، اهليت‌هاي اصلي يعني «علم و قدرت» را به منزله ويژگي‌هايي که فرد را شايسته مديريت مي‌سازد، معرفي مي‌کند. حضرت‌ علي‌(ع) در فرمان‌ معروف‌ خود به‌ مالك‌ اشتر حاکم‌ مصر، كه‌ در واقع‌ زير‌بناي‌ مديريت‌ اسلامي ‌است، معيارهايي‌ براي‌ انتخاب‌ و انتصاب‌ مديران‌ و كارگزاران‌ نظام‌ برمي‌شمارد که عبارتند از: تقوا‌، حسن سابقه، دانايي‌ و توانايي‌، صلاحيت‌ اخلاقي‌، داشتن‌ ظرفيت‌ روحي‌ و كاري، ضابطه‌گرايي‌ به‌ جاي‌ رابطه‌گرايي‌، پرهيزگاري‌ و صداقت‌، بزرگ‌منشي‌ و بزرگواري‌ در برابر مخالفان‌‌، دور انديشي‌ و آينده‌نگري‌. از ديدگاه انديشمندان مديريت معیارهای شایسته سالاری عبارتند از: مهارتهاي‌ مديريتي‌ و سرپرستي، مهارت‌هاي‌ تصميم‌گيري، خلاقيت‌ و نوآوري، مهارت‌هاي‌ رهبري، مهارت‌هاي‌ فني، مهارت‌هاي‌ ادراكي، مهارت‌هاي‌ انساني، مهارت‌هاي‌ گفت‌وگو و مذاكره‌، مهارت‌هاي‌ اطلاعاتي، و مهارت‌ كامپيوتري” (http://siyasi.nashriyat.ir/node/34).

❇️ در پژوهشی به ۵ چالش عمده نظام شایسته سالاری در سازمانهای دولتی اشاره شده است که عبارتند از: “تضعیف فرهنگ شایسته سالاری به علت تاکید بیش از حد بر سابقه کار و ارشدیت در ارتقاء کارکنان، عدم تناسب اغلب معیارهای گزینش با نیازهای عملیاتی و فنی سازمان، ناکارایی شیوه های رایج تخصیص پاداش در انگیزش افراد، عدم توجه کافی به توسعه و ارتقاء اخلاق کاری، و عدم تاثیرگذاری نتایج ارزیابی عملکرد بر شرایط شغلی افراد” (http://jpap.sbu.ac.ir/article/view/2868).

❇️ برنامه #شوکران نهم مهر سال جاری از دکتر مهدی گلشنی دعوت کرده بود تا در خصوص مسایل دانشگاهها صحبت کند. خلاصه صحبت های وی عبارت بود از: توجه شایسته سالاری و غلبه بر سوگلی گرایی، رفیق گرایی و خویشاوند گرایی در دانشگاهها؛ توجه به کیفیت بروندادهای پژوهشی؛ ارجحیت استدلال در دانشگاهها؛ به کار گماردن شایستگان در پست های دانشگاهی؛ تبادل واقعی حوزه و دانشگاه.
❇️ احمد توکلی-رئیس سازمان دیدبان عدالت و شفافیت- نیز روز چهارشنبه ۱۱ مهر سال جاری گفته است “نقض شایسته سالاری و توزیع قدرت فامیلی

را عامل اصلی انواع فساد به ویژه فساد مالی و اقتصادی در کشور می داند و گفته است: در ۴۰ سال پس از انقلاب اسلامی قدرت در اختیار عده ای بیسواد، پررو، هم قومی، پسرخاله، رفیق و همکلاسی بوده است (http://www.daraian.com/fa/paper/141-day/18579).” به خاطر دارم که یکی از نامزدهای ریاست جمهوری در دو دوره اخیر از یک “حلقه خسته بسته” در نظام مدیریتی کشور که براساس گزارشی شامل هزار و پانصد نفر می شود، به شدت گله مند بود.

❇️ از منظری عام، دانشگاه محل تجمع فرهیختگانی هوشمند است که انتظار می رود تصمیم هایی عقلایی و بهینه بگیرند. فرض بر آن است که در دانشگاه که خود پروارنده علوم مختلف حاصل از پژوهش های نظام مند است، یافته های علوم مختلف منجمله مدیریت به خوبی به کار بسته شود. به عبارتی، اگر خود دانشگاهها از نتایج بروندادهای خود استفاده نکنند، چگونه می توان انتظار داشت که جامعه به آن نتایج اطمینان و از آن استفاده کند. نگاهی به آیین نامه جامع مدیریت دانشگاهها نشان می دهد که در انتخاب رئیس دانشگاه و پس از آن انتصاب سایر افراد توسط وی به کلیاتی بسنده شده است که فاقد معیارهای شفاف، عادلانه، مشارکتی و پاسخگویانه است. بعلاوه، چنانکه اکنون در افشاگری های جلسات استیضاح وزرا مطرح می شود، نمایندگان مجلس در حال کاسبکاری برای پست های مختلف هستند (http://gleam.ir/چرا-مجلس-فعلی-مجلس-محلی-عامل-اصلی-مشکل/). بعلاوه، می توان استنباط نمود که ذی نفعان برون دانشگاهی دیگری نیز در روند تعیین رئیس و سپس سایر پست های دانشگاهی به شدت دخالت دارند. آنچه کاملا نادیده انگاشته می شود، سهم عوامل درون سازمانی به خصوص اعضای هیات علمی در تعیین رئیس و سایر پست های دانشگاهی است. چنین روندی همانگونه که در بالا اشاره نمودم به شدت از انواع سوگلی گرایی و فقدان انواع معیارهای شایسته سالاری رنج می برد. به عبارتی دانشگاه به عالم بی عمل تبدیل شده است: ” یکی را گفتند عالم بی عمل به چه ماند؟ گفت به زنبور بی عسل.

زنبور درشت بی مروت راگوی//

باری چو عسل نمی‌دهی نیش مزن.

❇️ بنابراین از اعضای هیات علمی در دانشگاهها انتظار می رود به صورت فعالانه و موثر با توجه به تجربیات جهانی و نقش های دانشگاه در جامعه به “ايجاد و تبيين فرهنگ شايسته‌سالاري”،
پیشنهاد ضوابط قانونمند با ضمانت اجرايي کافي براي انتصاب شايستگان و پیگیری تصویب آن؛
تعيين ضوابط و معيارهايي به منظور سنجش ميزان شايستگي مديران و کارکنان و
روشنگری در زمینه عدم حاكميت‌ مديريت‌ ناشايسته‌سالاري، همت بگمارند.

حسن ختام نوشته حاضر جمله‌اي از نهج البلاغه است: «هرگاه زمان و اهل آن به زيور شايستگي آراسته گردند و سپس کسي به ديگري، که رسواييش آشکار نشده بدبين شود، ستم کرده است. ولي آنجا که فساد بر زمان و اهل آن مستولي است، هر‌گونه خوش‌بيني، ساده‌انديشي است».

@EmadibaygiGleam