مجتبی عمادی بایگی

با ارایه بودجه ۱۳۹۷ به مجلس شورای اسلامی آقای دکتر امیر ناظمی (عضو محترم هیئت علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور) پیشنهاد راه اندازی چالش ملی شفاف شو را در کانال تلگرامی خود (عنوان مطلب “بودجه، خون دولت، خون ملت” به آدرس @ShareNovate) مطرح کرد؛ بدین صورت که در کشورهای توسعه‌یافته، کلیه سازمان‌های دولتی و غیردولتی دریافت‌کننده بودجه ملزم به رعایت الزاماتی منجمله ۱-شفافیت هزینه‌کرد: به طوریکه این نهادها موظف باشند تا هرسال نحوه تخصیص بودجه خود را به صورت عمومی و قابل دسترس برای تمامی شهروندان منتشر نمایند و ۲-دسترسی به خروجی‌ها: به صورتی که کلیه پروژه‌ها باید قابل دسترس برای تمامی شهروندان باشد؛ هستند. بر این اساس، آقای دکتر ناظمی پیشنهاد می نماید تا کلیه نهادها به عضویت چالش شفاف شو درآمده و تعهدات زیر را بپذیرند:

“الف-انتشار داوطلبانه و با حق دسترسی عمومی به ۱)هزینه‌ها، ۲)پیمانکاران، ۳)حقوق و درآمد مدیران ارشد

ب-انتشار آزاد هر گونه فعالیتی که بر پایه‌ی بودجه ملی به دست آمده است؛ اعم از گزارش پروژه‌های تحقیقاتی و فناورانه”

در گذشته نگارنده در نوشتاری به بررسی آسیب شناسانه آیین نامه ارتقاء مرتبه اعضای هیات علمی تحت عنوان “آيين نامه ارتقاء مرتبه اعضاي هيأت علمي مراکز آموزش عالي: از آباد شهر تهران تا آرمان شهر شارستان” (http://gleam.ir) پرداخته است. به علاوه، در نوشتارهایی چند در gleam.ir و کانال تلگرامی مرتبط پیشنهاد راه اندازی “سامپک”(سامانه مدیریت پژوهش کشور) را ارایه نموده است. طرفه آنکه چنین سامانه ای تحت عنوان موتور جستجوی Dimensions (https://www.nature.com/articles/d41586-018-00688-0 و https://www.dimensions.ai/) راه اندازی شده است که هدف آن فراهم آوردن ابزاری برای دانشگاهیان است تا با روش های جدیدی برای تجزیه و تحلیل متون علمی منجمله گرنت های پشتیبان آن متون دست یابند. “ابعاد” نه تنها مقالات و استناد آنها را نشان می دهد؛ بلکه همچنین – به طور منحصر به فرد در میان پایگاه های داده های علمی – متون منتشر شده را به کمک های مربوط به آنها، موسسات مالی حمایت کننده، اختراعات و آزمایشات بالینی مرتبط متصل می کند.

انگیزه های مالی و پس از برآورده شدن آنها انگیزه های غیر مادی چون شهرت، ودر مراتب بعدی انگیزه های معنوی چون شانیت مقام معلم، معمولا پیشران تلاش و کوشش های اعضای هیات علمی می باشند. آیین نامه ارتقاء، جشنواره های مختلف چون رازی، خوارزمی و فارابی و رتبه بندی دانشگاهها در نظام های مختلف به شدت بر محور پژوهش پایه ریزی شده اند و بر حسب معیارهای مختلف علم سنجی درصدد کشف بهترین اساتید (پژوهشگران) و دانشگاهها می باشند. در آیین نامه ارتقاء جهت کسب کرسی استادی یک شرط وتویی حیران کننده وجود دارد: تربیت سه دانشجوی دکتری یا تصنیف کتاب یا انجام یک طرح ملی. در گزارش های متعدد بین المللی و ملی به بیکاری گسترده در فارغ التحصیلان دانشگاهی منجمله PhD اشاره شده است ((http://www.nature.com/news/2011/110419/full/472261a.html. در ارتباط با تصنیف کتاب نیز، می توان اینگونه استدلال نمود که آیا در دانشگاههای کشورهای پیشرو، استادان به تمامی و در کلیه رشته ها دارای کتاب های تصنیفی هستند؛ نیز چند درصد از استادان کشور دارای کتاب تصنیفی هستند. در ارتباط با طرح های ملی که وضعیت بسیار اسفناک است. چه تعداد طرح ملی در هر سال تصویب می شود؟، چه تعداد به سرانجام می رسد؟ خروجی های آنها چیست؟ چه پیامد اجتماعی- اقتصادی دارند؟ چه کسانی آنها را به انجام می رسانند؟ چگونه این طرح ها به این افراد اختصاص می یابد؟ تعارض منافع چگونه مرتفع می شود؟ و بسیاری سوال های بی جواب دیگر! در ارتباط با جشنواره ها نیز، هدف انتخاب برترین هاست- اینکه انتخاب برترین، سلیقه ای است تا عینی، مقاله (http://gleam.ir/our-obsession-with-eminence-warps-research/)را ملاحظه نمایید. اساس تمایز، بر تعداد کمی و تا حدودی کیفی بروندادهای پژوهشی و به خصوص مقالات است. انجام هر کار پژوهشی به خصوص آزمایش های تجربی نیازمند تخصیص بودجه است. در کشور در حال حاضر افرادی وجود دارند که حدود هر ۹ روز یک مقاله چاپ می کنند (کانال تلگرامی Scientometric)، یا با توجه به شاخص H و کم و کیف مقالات و استنادها در جشنواره ها برگزیده می شوند یا به طرقی دیگر از آنان قدردانی می شود. سوال اصلی در این مورد آن است که هزینه های انجام چنین پژوهش (مقاله)هایی از چه منابعی تامین شده است؟ آیا این فرصت به صورت عادلانه در اختیار افراد دیگر قرار گرفته است؟ آیا تعارض منافع در این ارتباط برطرف شده است؟ از نظر نگارنده پاسخ به سوال ها، “نه” است. به طور خلاصه، چنانکه اکسفام گزارش نمود که نابرابری (بی عدالتی) به شدت در جهان در در حال گسترش است به طوریکه ۸۲ درصد ثروت جهان در سال گذشته به یک درصد ثروتمند تعلق یافته است(https://www.oxfam.org/en/even-it/5-shocking-facts-about-extreme-global-inequality-and-how-even-it-davos)؛ نابرابری ناعادلانه در نظام دانشگاهی ایران و جامعه نیز به شدت در حال گسترش است و ثروتمندان، ثروتمند تر می شوند.

نظام دانشگاهی ایران چنانکه همکار گرامی، آقای دکتر براتیان، در نوشتار خود با عنوان “ما به معلم بیشتر نیاز داریم تا …!” اشاره نموده است ( کانال تلگرامی dobaredaneshgah) گرفتار “رشد” و نه “توسعه” شده است؛ به همین دلیل است که ارتباطی میان شاخص های علم سنجی، رتبه بندی و … دانشگاهی با شاخص های اقتصادی و توسعه ای در ایران بر خلاف کشورهای پیشرو چون آلمان، کره جنوبی و … وجود ندارد (دانشگاه اقتدار آفرین، gleam.ir). بعلاوه، همانگونه که همکار گرامی، آقای دکتر خسرو باقری، در نوشتار خود با عنوان “انحطاط اخلاقی در دانشگاه ایرانی” مرقوم نموده است ( کانال تلگرامی dobaredaneshgah) “در دانشگاههای ایران، جریانی در حال شکل گیری است که غیراخلاقی بودن نقض رفتار اخلاقی را در معرض تردید قرار می دهد. این تردیدافکنی از طریق نظام مند شدن نقض اخلاق صورت می پذیرد. نقض اخلاق نظام مند به چه معناست؟ مقصود از این تعبیر آن است که رفتارهای غیراخلاقی، به صورت معیارهایی برای پاداش دادن و ارتقای رتبه در یک نظام در نظرگرفته شوند. در این صورت، خود نظام از طریق معیارهایی که پیشنهاد می کند، افراد را به نقض رفتارهای اخلاقی ترغیب می کند. اما به سبب نظام مند بودن و همه گیر شدن رفتارهای غیراخلاقی، این رفتارها به صورت هنجار آشکار می گردند و افراد در انجام این رفتارها خود را ملامت نمی کنند و مورد ملامت دیگران نیز قرار نمی گیرند و بلکه در مواردی که گوی سبقت را در نقض اخلاق از دیگران می ربایند، مورد تشویق نظام مند نیز قرار می گیرند.” چنین امری بیانگر “سراشیبی های لغزان” (slippery slope)در رفتار غیر اخلاقی است که می گوید “وقتی رفتارهای ما گام به گام غیر اخلاقی تر می شود، کمتر متوجه غیراخلاقی بودن آن می شویم و احتمال اینکه این رفتارها را توجیه کنیم بیشتر از وقتی است که ناگهان کار غیر اخلاقی انجام دهیم” (مدیران و چالش های تصمیم گری، ترجمه دکتر علی سرزعیم).

چنانکه “سامپک”(کانال و وب سایت gleam.ir)، “داری اشتباه می‌کنی کاپیتان!” و “بودجه، خون دولت، خون ملت”  (کانال تلگرامی ShareNovate)، “تولید علم وظیفه اصلی دانشگاه نیست”(دکتر نعمت الله فاضلی) و ” آشنایی با منشور بزرگ دانشگاه و ارزشهای بنیادی آموزش عالی”( کانال تلگرامی dobaredaneshgah) اشاره نموده اند، راه حل ها عبارتند از:

  • شفافیت هزینه کردها و دسترسی آزاد به خروجی های نظام دانشگاهی از طریق طراحی سامانه ای چون “سامپک” (Dimensions)
  • بازنویسی آیین نامه ها، سیاست ها، نقشه ها و … مرتبط با نظام دانشگاهی با رویکرد توسعه (Development) عدالت محور جهت تربیت شهروند متفکر، خلاق و یادگیرنده
  •  با عنایت به glocalization (https://www.investopedia.com/terms/g/glocalization.asp) و نظام هومبولتی دانشگاهی آلمان که منجر به موفقیت های بی نظیر آن کشور گشته است (http://gleam.ir/the-secret-to-germanys-scientific-excellence/)، نظام دانشگاهی کشور نیازمند طراحی الگوی خاص خود با توجه به شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است و نه پیروی و تقلید صرف از نظام های دانشگاهی آمریکایی و اروپایی که بدون نظر گرفتن شرايط تکوین آن نظام ها صورت گرفته و می گیرد.
  • مبتنی بر پژوهشی که در یکی از دانشگاه‌های آمریکا انجام شده است و از کسانی که با اراده خود کارشان را ترک کرده بودند سوال شده بود دلیل عمده ترک کارتان چه بوده است و بیش از ۶۵ درصد آنها پاسخ دادند که فهمیده، شنیده و دیده نمی‌شدند و به همین دلیل کارشان را ترک کرده‌اند (دشواری تصمیمها، دکتر مرتضی ایمانی راد- ir)؛ نیاز است تا در کلیه مراکز تصمیم گیری و تصمیم سازی، اعضای هیات علمی دانشگاهها به صورت عادلانه و موثر شرکت داده شوند و از سوگیری به سوی افراد خاص و دانشگاههای خاص پرهیز شود.