🖋 دکتر فاضل الیاسی | جامعه‌شناس
مدیر دفتر انجمن جامعه‌شناسی ایران در مناطق زلزله‌زده کرمانشاه.

اتفاقات، سوانح، فجایع، مصائب و بحران ها، چه در زندگی شخصی و چه در زندگی اجتماعی انسان ها اجتناب ناپذیر است، دستاوردهای انسان حاصل اندیشه، تلاش، تکرار، آزمایش و خطا، خلاقیت و در کل حاصل تجربه، آموزش و روابط اجتماعی است،که همین امر سبب چیره شدن انسان بر طبیعت و سایر حیوانات در زیست جهان گردیده است.
چون انسان از دانش، تجربیات و آموخته های همدیگر استفاده نموده و دیگر مجبور به تجربه کردن کل امور نیست، اما گویی در بعضی از امور در مملکت ما چنین نیست!!!

زلزله کرمانشاه دانشگاه بزرگی است که هزینه آن افراد مناطق زلزله زده پرداخت کردند و آموخته ها و تجربیات آن برای کل ایران و حتی جهان میتواند مفید و موثر واقع گردد.
به شرطی که از این تجربیات خوب استفاده شود، آن هم از طریق مستند سازی و مستند نگاری و ثبت تمام اتفاقات و آسیب ها و تمام تهدید ها و فرصت هایی که در زمان بعد از وقوع زلزله بوقوع پیوسته و خواهد پیوست،
که متاسفانه نه سازمان های دولتی و نه سمن ها نتوانستند از تجربیات زلزله بم برای مناطق زلزله زده کرمانشاه استفاده کنند!!!
بعد از وقوع زلزله ۲۱ آبان سال ۹۶ در استان کرمانشاه، ما شاهد حضور گروه ها، سمن ها، نهاد های مدنی و خیرین در مناطق زلزله زده بودیم، که هر کدام از این افراد و گروهها به صورت مستقل و کاملا جدا از همدیگر که بیشتر کار توزیع کمک ها را انجام می دادند، عمل کردند، که این امر از چندین زاویه دارای نقص و قابل نقد است:

۱- فقدان یک سیستم جامع که در آن اسامی افراد و خانوارها به تفکیک شهر و روستا موجود باشد، منجر به تاخیر در شناخت افراد، خانوارها و منطقه زندگی و سردر گمی در امر کمک رسانی شد.

۲- فقدان یک سیستم جامع که در آن اسامی افراد و خانوارها به تفکیک شهر و روستا که در آن اسامی افراد بی سرپرست، معلول و بیماران خاص و در کل افراد بی بضاعت و آسیب پذیر باشد.

۳- فقدان هماهنگی سمن ها و خیرین و نهادهای دولتی منجر به توزیع ناعادلانه و موازی کاری در امر توزیع اقلام اهدایی گردید، به گونه ای که یک فرد یا یک خانوار چندین بار کمک دریافت می کرد و خانوار دیگری کمک آنچنانی ای دریافت نمی کرد.
که خود این امر سبب فشار روانی و احساس محرومیت در بین کسانی که از کمک ها محروم شدند، گردید.
به طوری که گاهی یک شخص بیمار تا ۱۵ عدد کانکس دریافت کرده بود و اقدام به فروش آن کرده بود!!! در حالی که همسایه اش هنوز در چادر زندگی می کرد.

۴- نحوه توزیع کمک ها اغلب از روی احساسات و ترحم و بدون در نظر گرفتن ابعاد مختلف آن و تبعات بعدی و آینده نگری صورت می گرفت.

۵- توزیع کمک ها اغلب بدون در نظر گرفتن ابعاد فرهنگی- اجتماعی و روانشناختی صورت می گرفت، که اکنون بعد از گذشت چهار ماه همین امر در موارد زیادی مشکل ساز شده است:
مانند: ۱- ترویج گدا پروری ۲- از بین رفتن فرهنگ کار ۳- فانتزی شدن درد و مسائل موجود۴- کاهش شدید سرمایه اجتماعی افراد این مناطق و فقدان اعتماد ۵- فقدان احساس مسولیت پذیری و غیره.

۶- تبدیل شدن کودکان به کودکان کار و انتظار، که در مصاحبه های میدانی خیلی از مادران از تبدیل شدن فرزندانشان به ( سوالکر ) یا همان وجود صفت گداپرورانه به شدت ابراز نگرانی کردند.
بروز این مشکلات نشان می دهد که فقدان هماهنگی در میان خیرین، سمن ها و سازمان های دولتی و نبودن یک سیستم جامع تا چه اندازه ای می تواند فرصت ها را به گونه ای به تهدید تبدیل کند.
امید است که افراد خیر و سمن ها و نهادها، که یقینا از بروز یک فاجعه انسانی در روزهای اول زلزله جلوگیری کردند، با مطالعه و در نظر گرفتن کلیت امر کمک رسانی و با مطالعه و بررسی زوایای مختلف این امر به اقدامات و عمل انسانی خود ادامه دهند.
شبکه جامعه‌شناسی علامه
@EmadibaygiGleam