✍مجتبی لشکربلوکی

🔹در یوگسلاوی رسم بود که دانشجویان خارجی پس از فراغت از تحصیل به دیدار رهبر یوگسلاوی برده می شدند. ما را هم به دیدار تیتو بردند و ایشان ضمن سخنرانی خاطره ای از دوران انقلاب تعریف کردند.

تیتو گفت: چندسال پس از پیروزی انقلاب از کا.گ.ب (سازمان اطلاعاتی روسیه) اطلاع دادند که در کابینه شما یک جاسوس سیا (سازمان اطلاعات آمریکا) وجود دارد. تمام تلفن ها و مکاتبات و رفتار افراد کابینه را تحت کنترل قرار دادیم اما هیچ نشانی از ارتباطات مشکوک پیدا نکردیم [با ادعای استقلال از روسیه] پس از مدتی مجبور شدیم درخواست شناسایی جاسوس را برای روسیه ارسال کنیم. از کا.گ.ب به وی اطلاع می دهند معاون اول، همان جاسوس است.

تیتو از این خبر متحیر می شود و پس از اتمام یکی از جلسات کابینه از وی می خواهد بماند. در یک جلسه دو نفری اسلحه را روی شقیقه معاون اول گذاشتم و از وی پرسیدم تو جاسوس سیا هستی؟ او که متوجه شد قضیه لو رفته است به جاسوسی خود اعتراف کرد. از چه زمانی با سیا همکاری داری؟ پاسخ: از زمان دانشجویی قبل از پیروزی انقلاب در زمان جنگ های چریکی در این مدت با تمام کنترل های امنیتی، هیچ ارتباطی با سیا، از تو کشف نشد؟
پاسخ داد: الان هیچ ارتباطی با سیا ندارم. سیا مسئولیتی به من واگذار کرده که وظیفه ام را انجام می دهم مسئولیت تو چیست؟ به من ماموریت داده شده تا “در سپردن پست ها به افراد غیرتخصصی عمل کنم” و تا کنون هم این گونه عمل کرده ام. تیتو می گوید: نگاهی کردم به افراد کابینه و مدیران ارشد دیدم همین طور است! هیچ کس سر جای خودش نیست. مثلا طرف تحصیل کرده حوزه الف است اما وزیر در حوزه ب است. معاون تیتو می گوید: تحلیل سیا این بود که با این روش، انقلاب بدون کودتا و حمله خارجی از درون متلاشی می شود (برگرفته از پایگاه خبری صبح اقتصاد)

🔷تحلیل و تجویز راهبردی:

در سیستم داینامیکس یا همان پویایی شناسی سیستم ها جمله معروفی هست که می گوید: دشمن بیرون از من نیست. «دشمن» درون «من» است و نه جای دیگری. اگر این را بپذیریم متوجه می‌شویم که همه می توانند به صورت بالقوه و ناخواسته جاسوس آمریکا و عامل اسرائیل باشند. دست کم چهار گونه از آن ها را بشناسیم:

۱.اقوام سالاران: کسانی که کاملا و از صمیم قلب به شایسته سالاری معتقدند و بهترین ها را انتخاب می کنند منتها از بین خانواده، قوم و قبیله و حزب خود و هم محلی ها و هم شهری هایشان.

۲.محدود اندیشان: کسانی که به جوانان، زنان و اقلیت ها علی رغم شایستگی شان فرصت نمی دهند و اعتماد نمی کنند و از یک طرف باعث می شوند جامعه از پتانسیل های خود محروم شود و از طرفی دیگر باعث سرخوردگی شایستگان می شوند.

۳. صندلی پرستان: یکی از مدیران ارشد کشور که اتفاقا بسیار هم در جستجوی انتصاب جوانان توانمند این سرزمین بود به شوخی و در نقد هم قطاران خود می گفت: مگر اینکه مرگ ما را از این صندلی جدا کند! احتمالا برخی وصیت کرده اند ما را با صندلی مان دفن کنید‌. آن ها می گویند من یعنی صندلی، صندلی یعنی من! آنها با ماندنشان فضایی برای رشد ارگانیک جوان ترها باقی نمی گذارند و سیستم بوی کهنگی می گیرد.

۴.تبعیت خواهان: کسانی که مدیران مستقل، توانمند و متخصص را به جرم استقلال به نفع مدیران بله قربان گو کنار می گذارند. کسانی که مدیران متخصص را به بهانه گرایش نظری متفاوت یا سابقه سیاسی خاص کنار می گذارند.

چه باید کرد؟ در کشور ما دو نظام مهم وجود دارد که هر دو نیازمند اصلاحات جدی است.

نظام انتخابات: نظامی که بر اساس آن چهار انتخابات مهم انجام می شود: ریاست جمهوری، مجلس، شوراهای شهر و روستا و انتخابات صنفی و هر چهار نیازمند بهبود جدی. یکی از مهم ترین عوامل مفقود، احزاب واقعیِ ریشه دارِ شفاف است. اکنون ما عادت کرده ایم که «لیستی- شب انتخاباتی» رای دهیم بدون مشخص بودن تعهدات قابل پیگیری فقط بر اساس یک سری حرف های عمومی، بی ریشه و هیجانی. این باعث می شود که رای گیرندگان محترم بعد از آن که بر کرسی قدرت نشستند نه پاسخگوی رای دهندگان باشند و نه کارآمد.

نظام انتصابات: نظامی که بر اساس آن ۱۰۰۰ مدیر اصلی کشور شامل معاونین روسای قوا، استانداران، سفرا و معاونین وزرا و مدیران شرکت های بزرگ دولتی و … تعیین می شوند. این نظام نیز به شدت در معرض لابی گری، بده بستان و تعارفات و ملاحظات غیرکاری است. کمترین کاری که دولت می تواند انجام دهد افشای اطلاعات این مدیران ارشد است به گونه ای که معلوم شود که روابط خانوادگی اش چیست و محل تولدش کجاست (افشای این دو مساله دلیل دارد، خودتان بیاندیشید) و آیا تحصیلات و تجربه مرتبط دارد؟ و در هر موقعیت مدیریتی چند سال است که باقی مانده اند.

یک بار دیگر جمله آخر خاطره را بخوانید: با این روش، انقلاب بدون کودتا و حمله خارجی از درون متلاشی می شود. شبکه استراتژی
@EmadibaygiGleam