وقتی کیک های اماده در دهه ۱۹۵۰ به بازار آمد؛ مشتریان استقبال چندانی نکردند؛ این محصول کار را بیش از حد ساده کرده بود! بعد از مدتی تولیدکنندگان یک تغییر کوچک در آن ایجاد کردند؛ در واقع از به میزان جزئی سادگی کار کم کردند و خریدار می بایست یک تخم مرغ به مخلوط پودر آماده اضافه می کرد؛ با این ترفند فروش کیک ها افزایش یافت!

با این تغییر به مشتری این احساس دست می داد که خودش کیک را پخته است و همین رضایت آنها از محصول را افزایش می داد. در یک آزمایش برای بررسی بیشتر دن اریلی و دو تن دیگر آزمایشی طراحی کردند که در آن از شرکت کنندگان خواسته می شد که دست به کار شوند و یک وسیله خانگی (متعلق به ایکیا شرکت سوئدی که اسباب منزل را می فروشد، وسایلی که افراد خودشان باید آن را سرهم کنند)، یک کار دستی ژاپنی (اوریگامی) و یک مدل ساده با آجرک های لگو بسازند.

مشخص شد که افراد ارزش بیشتری برای چیزهایی که خودشان در ساختن آنها نقش دارند، قائل می شوند چه چیزی مفید مانند اسباب منزل ایکیا باشد و چه ماکتی تفننی مانند کاردستی ژاپنی و مدل لگو، استدلال هایی هم در توضیح آن بیان شده است، وقتی کسی چیزی می سازید نوعی احساس مثبت قدرت و توانمندی به او دست می دهد که مطلوبیت محصول را بالا می برد؛ همچنین این امکان فراهم می آید که مشتری روی بخش های مثبت محصول تمرکز کند. این پدیده را اثر ایکیا می نامند.

💡نمونه های استفاده این هم کم نیست، یک شرکت تولید خرس عروسکی به کودکان اجازه می دهد که خودشان عروسکشان را بسازند و همین دلبستگی کودکان به اسباب بازی جدیدشان را افزایش می دهد، یک نمونه رایج دیگر پروفایل ها شما در شبکه های اجتماعی است، فیس بوک و لینکدین شما را وا می دارند که برای تکمیل اطلاعات خود وقت بگذارید و همین باعث خواهد شد که نسبت به ان خدمات احساس ارزش بیشتری کنید، شاید علت اینکه کسانی در ایران رستوران های سلف سرویس و نوع اخیر آن فلافل را می پسندند، همین باشد!
🎓 آکادمی مدیریت حرفه ای

@EmadibaygiGleam